مقایسه ترجمه های نهج البلاغه

(با تکیه بر ترجمه­ی خطبه­ی شقشقیه)

زهرا همایونی

کارشناس ارشد دانشگاه الزهرا (س)

فاطمه سوریان

کارشناس ارشد دانشگاه الزهرا (س)

چکیده

نهج البلاغه گزیده ای از خطبه­ها، نامه­ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی­(ع) است که مرحوم سید رضی (وفات:۴۰۶ه.ق) براساس ذوق ادبی خویش فراهم آورده است. در کنار این درخشش ادبی، این کتاب در برگیرنده­ی مباحث گسترده­ی توحیدی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی است، به طوری که می­توان آن را «کتاب زندگی » نام نهاد.

     فارسی زبانان برای آشنایی مستقیم با اندیشه های متعالی علی (ع) راهی جز ترجمه و شرح این کتاب ندارند، به همین دلیل است که ترجمه­های متعددی از آن شده است.

   این مقاله بر آن است تا به اختصار به بررسی یازده عدد ترجمه­های نهج البلاغه بر پایه­ی سه محور کلی «امانت در ترجمه»، «رسایی ترجمه» و «شیوایی ترجمه» -با آوردن شواهدی چند از ترجمه خطبه 3 نهج البلاغه – بپردازد.

    تحقیق حاضر به روش کتابخانه­ای انجام پذیرفته است و تلاش نویسندگان بر این است که مزیت‌ها و معایب هر یک از این ترجمه­ها را به شکلی ملموس و عینی نمایان کنند و سپس بهترین ترجمه را معرفی نمایند.

مقدمه

علی (ع) پس از پیامبر عابدترین و زاهدترین و دانشمندترین و فاضل­ترین مردم روزگار خود بود.

    برای پیروی از امیرالمؤمنین (ع)، بهترین راه و برترین کار، شناخت نهج البلاغه و عمل به سخنان ایشان است. از این روست که مترجمان این کتاب شریف کوشیده اند تا با ترجمه این اثر گرانبها، نمایشگر اندیشه­های حضرت علی (ع)  باشند.

    در بیان اهمیّت این کتاب شریف به ذکر گفتار برخی از اندیشمندان پرداخته می­شود:

1-امام خمینی (1368 ـ 1281) در پیام به کنگره هزاره نهج‌البلاغه فرموده­اند:«و امّا کتاب نهج‌البلاغه که نازله روح اوست، برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیّت و در حجاب خود و خودخواهی، خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعه‌ای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هرچه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه‌ها به وجود آید و دولت‌ها و ملت‌ها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند. » (جمعی از نویسندگان، 1360، ص 18 و 19)

2- آیت‌الله طالقانی (وفات:1358ه.ش) در مقدمه­ی ترجمه­ی نهج‌البلاغه خویش نوشته اند:مطالعه­ی دقیق نهج‌البلاغه در برابر چشم و خیال خواننده تربیت کامل انسان را متمثل می‌نماید و در هر صفحه از آن نوعی از منطق امیرالمؤمنین را می‌نگرد که مربوط به تربیت و تحریک یک قسم از قوای انسانی و تقویت بنیه فضائل معنوی است و به مناسبت منطق و سخن در هر قسمت این کتاب آن حضرت با روحیه و وضع و لباس و محیط خاصی در نظر جلوه می‌نماید که شاید شخص بی‌اطلاع از شخصیت علی(ع) درباره وحدت گوینده آن دچار شک گردد. (طالقانی، 1356، ج 1، ص 7)

3- ابن ابی‌الحدید(656 ـ 586 ق) گفته است:«علی(ع) امامُ الفُصَحاءِ‌ وَ سیدالبُلَغاءِ‌ وَ کَلامُهُ دونَ کَلام الخالق  وَ فَوْقَ کَلام  المَخلُوقینَ.» ( علی(ع)  پیشوای فصاحت و سرور بلاغت است و کلام او از کلام خالق فروتر و از کلام مخلوقین فراتر است. ) (ابن ابی‌الحدید، 1385 ق، ج 11، ص 24)

4- هانری کربن خاورشناس فرانسوی پیرامون نهج‌البلاغه آورده است:«بعد از قرآن و احادیث پیامبر اسلام، نهج‌البلاغه دردرجه اول اهمیت قرار دارد. باید گفت به‌طور کلی این کتاب تنها به قلمرو حیات مذهبی تشیع محدود نیست؛ بلکه تفکر فلسفی شیعه نیز به آن وابسته است و از آن مایه می­گیرد. از این‌رو باید نهج‌البلاغه را از مهم‌ترین سرچشمه‌هایی به شمار آورد که متفکران شیعه پیوسته از آن سیراب گشته‌اند.». (آل یاسین، 1360، ص 56)

5-علامه سیدهبه‌الدّین شهرستانی (تولد: 1301 ق) بیان نموده است:«در سال 1328 هجری رئیس منشیان کنسول‌گری انگلستان در بغداد (نرسی سیان) که مردی فاضل بوده ضمن بحث پیرامون نهج‌البلاغه گفت: نهج‌البلاغه بر هر سخن عربی برتری دارد و برای تأیید گفتار خویش از نهج‌البلاغه مطالبی آورد.»(شهرستانی، 1359، ص 21)

    مقایسه تطبیقی بین‌ترجمه‌ای، به بررسی تطبیقی دو یا چند ترجمه از یک متن بر پایه­ی سه محور کلی «امانت در ترجمه»، «رسایی ترجمه» و «شیوایی ترجمه» اطلاق می­ شود. بنابراین در یک بررسی تطبیقی، به ترتیب، میزان وفاداری مترجمان به متن اصلی، توانایی آنان در انتقال منظور نویسنده و آراستگی و روان‌بودن ترجمه­ی آنها مورد بررسی و مقایسه قرار می­‌گیرد. ناتوانی یک مترجم در ارائه ی ترجمه‌ای  وفادار به متن، رسا و شیوا می­‌تواند به دلیل عواملی چون فرو رفتن در لاک ترجمه­ی تحت اللفظی، عدم توجّه به مفاهیم، درک نادرست از ساختار جمله‌ها در زبان مبدأ و عدم‌ رعایت اصول نگارش در زبان مقصد رخ دهد. برای عینی‌تر شدن مباحث، این مقاله چارچوب پیشنهادی مزبور را در بررسی تطبیقی چند  ترجمه از نهج البلاغه  به کار گرفته است .

    ترجمه، به صورت ساختاری دارای دومرحله یا دو بخش عمده است:

1. یافتن مفهوم و پیام متن مورد ترجمه؛

2. یافتن سبک نویسنده در متن مورد ترجمه (صفارزاده، 1384: 26).

    مرحله اول، مرحله «مفهوم یابی» و مرحله دوم مرحله «سبک‌شناسی» است. به این دو مرحله می‌توان مرحله «معادل‌یابی» به معنای عام آن را نیز افزود. بر این اساس، ترجمه عبارت است از: بیان مفهوم متن مورد ترجم (مفهوم‌یابی) با حفظ سبک نویسنده (سبک‌شناسی). مفهوم‌شناسی ناظر به درک مقصود نویسنده در متن اصلی است. سبک‌شناسی به طور عمده به شناخت نوع اثر در متن اصلی اشاره دارد. اینکه متن مورد ترجمه متنی ادبی، هنری، خبری و یا علمی و فنی باشد در چگونگی برگرداندن آن به زبان مقصد مؤثر است. با در نظرگرفتن این مراحل، یک ترجمه موفق، ترجمه­­ای است که بتواند مفهوم را برساند، لحن و زیبایی کلام را حفظ کند ، واژگان را درست و دقیق معنا کند، نکات دستور زبان رارعایت کند و در برگرداندن جمله‌ها طول کلام  را عایت کند (صفازاده، 1384:  26 ـ 27).

    «نارسایی‌های  ترجمه‌ای را به طور کلی به دو دسته­ی نارسایی‌های مفهومی و نارسایی‌های شکلی تقسیم کرد. نارسایی مفهومی زمانی رخ می‌دهد که مترجم از رساندن منظور نویسنده ی متن اصلی به زبان مقصد عاجز بماند. این نقیصه ممکن است به دلیل خطا در انتقال مفهوم، گسستگی و عدم انسجام در ترجمه، اشتباه در واژه گزینی و یا ترجمه ی تحت‌اللفظی به وجود آید. خطا در انتقال مفهوم به طور عمده ناشی از عدم تسلط مترجم بر موضوع و ناآشنایی وی با مفاهیم به کار رفته در متن اصلی است. جاافتادگی در ترجمه، ترجمه ی نادرست کلمات و ترجمه ی نامفهوم عبارت‌ها و جمله‌ها نیز می‌تواند به خطا در انتقال مفهوم بینجامد.

    از آن جا که تمام مترجمین نهج­البلاغه با زبان مبدأ و مقصد آشنایی کامل داشته اند، این نارسایی در ترجمه های نهج البلاغه کمتر به چشم می خورد .

گسستگی و عدم انسجام در ترجمه نیز غالباً معلول نوسان در سبک ترجمه و یا عدم رعایت وحدت در ترجمه است. اشتباه در واژه‌گزینی نیز به دلایلی همچون انتخاب معادل معنایی متفاوت از واژه­ی مبدأ، عدم توجه به معانی اصطلاحی واژه‌ها و نادیده‌گرفتن بار فرهنگی کلمات برمی‌گردد. همچنین ترجمه­ی تحت‌اللفظی که یکی از آفت‌های رایج در ترجمه است، عمدتاً نشانگر عدم آشنایی مترجم به دو زبان مبدأ و مقصد است. لازم به ذکر است که ترجمه­ی تحت‌اللفظی می‌تواند در مواردی از جمله ی نارسایی‌های شکلی به شمار آید، ولی در بسیاری از موارد این نوع از ترجمه موجب ایجاد اشکال مفهومی در ترجمه می‌گردد.

    نارسایی شکلی به عنوان مشکل عمده ی دیگر متن‌های ترجمه‌ای، بیانگر نارسایی در برگردان متن اصلی به زبان مقصد است. این نقیصه تاحدودی از عدم تسلط مترجم به ادبیات فارسی و همچنین عدم درک تفاوت‌های زبان‌شناسی میان زبان متن عربی و زبان فارسی ناشی می‌شود. نارسایی شکلی و یا مشکل در شیوایی اثر ترجمه‌ای، گاه به دلیل عبارت‌پردازی نامناسب در برگردان متن اصلی به زبان مقصد، به وقوع می‌پیوندد. استفاده از واژگان ثقیل و همچنین استفاده از جمله‌های طولانی نیز می‌تواند موجب ایجاد این مشکل گردد. در نهایت، نارسایی شکلی می‌تواند معلول مشکلات ویرایشی باشد.» (توکلی، 1388: 168) .

°ترجمه نهج‌البلاغه به فارسی

نهج‌البلاغه از دیرباز مورد توجّه اهل معرفت بوده، به همین دلیل پس از قرآن بیش از هر کتاب اسلامی دیگر به زبان‌های فارسی، انگلیسی، اردو، ترکی، فرانسوی، اسپانیایی، صرب، کروات، ایتالیایی، گجرانی، سندی و کیامکی و بخش‌هایی ازآن به ایتالیایی، آلمانی و دیگر زبان‌ها ترجمه شده است. (جمعی از نویسندگان، 1380، ص 50 ـ 52؛ ج 12، ص 77) از میان زبان‌های یاد شده « نهج‌البلاغه» به هیچ زبانی به اندازه فارسی ترجمه نشده است. اما در این که از چه زمانی به فارسی برگردانده شده و اولین مترجم این اثر عظیم که بوده، اطلاع درستی در دست نیست.

    در سال 1368 یک ترجمه فارسی از نهج‌البلاغه به تصحیح عزیز‌الله جوینی را شرکت انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسانده که مترجم آن ناشناس است؛ اما دکتر جوینی در مقدمه می‌نویسد که نحوه نگارش مربوط به حدود سده پنجم و ششم هجری است. شاید بتوان این ترجمه را اولین ترجمه قلمداد کرد.  ترجمه‌های دیگری از نهج البلاغه در دسترس است که در بعضی موارد کل نهج البلاغه و در بعضی موارد قسمتی از آن را ترجمه کرده اند. از آن جا که بررسی مقایسه ی کل این ترجمه ها در زمینه های ترجمه واژگان ، عبارات و سبک مترجمین و ارائه جدول هایی که تفاوت های ترجمه را در برمی گیرد ، می تواند چندین پایان نامه را به خود اختصاص دهد و از حوصله­ی این مقاله خارج است، این مقاله به اختصار به مقایسه ترجمه­ها پرداخته است.

° معرفی ترجمه های مورد مطالعه

از آن جا که تمام شارحین فارسی زبان، ابتدا نهج البلاغه را ترجمه و سپس توضیح داده اند، می توان آنها را در زمره ی مترجمین نهج البلاغه قلمداد نمود.

تر جمه ها ی مورد مطالعه عبارتند از :

1-امامی، محمد جعفر و محمد رضا آشتیانی(بی‌تا)؛ ترجمه و شرح فشرده‌ای بر نهج‌البلاغه، قم:هدف.

2-انصاریان ،حسین (1388) ؛  ترجمه نهج البلاغه، قم: دارالعرفان .

3-آیتی، عبد الحمید (1377 )؛ ترجمه نهج البلاغه، تهران: نشر پژوهش و فرزان روز.

4-جعفری، محمدتقی (1366)؛ ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

5- دشتی، محمد، (1379)؛ ترجمه نهج‌البلاغه، قم: نیسم حیات.

6-سپهر خراسانى، احمد (1400ه .ق)؛ ترجمه نهج البلاغه، تهران: کتابخانه اشرفى

7- شهیدى بروجردى، سید جعفر(1378)؛ ترجمه نهج البلاغه، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.

8- -فیض الاسلام، سید علینقی(1377)؛ ترجمه و شرح نهج البلاغه، به خط طاهر خوشنویس،انتشارات فقیه.

 9- کاشانی ،فتح ب‍ن‌ ش‍ک‍رال‍لّ‍ه‌ (275 ه. ق)؛ ترجمه و شرح تفسیر نهج البلاغه حضرت امیر المؤمنین (ع) [چاپ سنگی]؛وضعیت نشر: کارخانه کربلایی محمد حسین طهرانی.

10-مبشرى، اسدالله(1408 ه .ق)؛ ترجمه نهج البلاغه مولا على بن ابیطالب امیرالمؤمنین(ع)، تهران : دفتر نشر فرهنگ.

11-مقیمى،محمد(1380)؛ ترجمه و نگارش نهج البلاغه. تهران: کتابخانه سعدی.

°مشخصات و سبک ترجمه های مورد مطالعه

1- ترجمه گویا و شرح فشرده اثر محمد جعفر امامی و محمدرضا آشتیانی

این شرح از ترجمه و شروح ساده و روانی است که زیر نظر آیة الله مکارم شیرازی در 3جلد نوشته شده است.

    در این ترجمه، لغات مشکل تفسیر شده است. این واژگان  با شماره معین، و در پایان کتاب  ترجمه شده‌اند. همچنین عبارات عربی به طرز روان وسلیس و دور از پیچیدگی ترجمه شده است. نحوه ترجمه نه کلمه به کلمه است و نه کاملاً آزادانه.

     هر جلد مشتمل بر دو بخش است:بخش اول به ترجمه سخنان امام(ع)  اختصاص دارد و بخش دوم به پاسخگویی به برخی پرسش‌ها و توضیح نکات مختلف ادبی، تاریخی، فلسفی و کلامی پرداخته است و مواردی که توضیح داده شده با ستاره در متن خطبه‌ها و نامه‌ها و حکمت‌ها مشخص گردیده است.

در این ترجمه، مترجمین سعی کرده­اند توضیحات اضافی مانند جملات یا کلماتی که حس می­کنند به قرینه معنوی حذف شده و مرجع ضمایر؛ را داخل پرانتز بیاورند.

    آنها در بعضی از موارد که به جای معنای قسمتی از متن، مضمون آن را با یک بیت از فارسی بیان کرده است، چنان که در ترجمه ­ی بیت:

    شَتّانَ ما یَوْمى عَلى کُورِها                                 وَ یَوْمُ حَیّانَ اَخى جابِرِ

آورده اند :

   که بس فرق است تا دیروزم امروز          کنون مغموم و دی شادان و پیروز

(امامی و آشتیانی ، بی تا ، ترجمه نهج البلاغه : خطبه سوم )

    گاهی اوقات از معنا فاصله گرفته و احساس را چاشنی کارشان کرده اند : «حَتّى لَقَدْ وُطِئَ الْحَسَنانِ» ( چیزی نمانده بود که دو نور چمم ، دو یادگار پیامبر حسن و حسین زیر پا له شوند. ) (همان)

این شرح به دلیل روان بودن تاکنون مکرر به چاپ رسیده است.

2-ترجمه حسین انصاریان

حسین انصاریان تلاش نموده تا اصول ترجمه را که باید در هر‌ترجمه‌ی عادی نیز رعایت شود رعایت کند. این اصول عبارتند از :وفاداری به سبک و معنا و شرط رعایت امانت در ترجمه و ارائه‌ی ترجمه‌ی صحیح، حفظ و انتقال سبک و اسلوب و هم‌چنین انتقال دقیق معنا و پیام متن  به زبان دیگر .

    در برخی موارد ترجمه­ی انصاریان بر دیگر مترجمان برتری دارد؛ چنانکه ایشان عبارت «حَتّى لَقَدْ وُطِئَ الْحَسَنانِ» را این گونه ترجمه کرده­اند: (به طورى که دوفرزندم در آن ازدحام کوبیده شدند.) (انصاریان ، 1388،ترجمه نهج البلاغه : خطبه سوم )

    در حالی که دیگر مترجمان این عبارت را "به زیر دست یا پا له شدن"  را تعبیر کرده­اند ، که با توجّه به این که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در هنگام بیعت مردم با  پدر بزرگوارشان در سن جوانی به سر می بردند، این ترجمه صحیح نیست.

    نثر ساده و قابل فهم ایشان برای عموم، از ارزش­های این ترجمه است .

3- ترجمه عبدالحمید آیتی

این ترجمه را می­توان یک ترجمه تحت اللفظی دانست. از آنجا که این نوع ترجمه صرفاً تبدیل لفظ به لفظ و در واقع برگردان واژگان عربی به واژگان فارسی است . آیتی در این ترجمه هیچ عنوان به تفسیر  و به بیان دیگر مسائل و شرایط از جمله موضوعات تاریخی نمی­پردازد. این موضوع تا جایی پیش می رود که حتّی در ترجمه متن خطبه شقشقیه دیده میشود که ضمیر مبهم "فلان" را ترجمه نکرده است: «اَما وَاللّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فلان وَ اِنَّهُ لَیَعْلَمُ اَنَّ مَحَلّى مِنْهامَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحى»(آگاه باشید. به خدا سوگند که « فلان » خلافت را چون جامه‏اى بر تن کرد و نیک مى‏دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب.) (آیتی،  1377: ترجمه نهج البلاغه : خطبه سوم )

     همچنین با توجه به این که عبارت "تِلْکَ شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّت" یک ضرب­المثل است، ترجمه آیتی از این عبارت که به صورت لفظ به لفظ است (اشتر خشمگین را آن پاره گوشت از دهان جوشیدن گرفت و سپس، به جاى خود بازگشت.)(آیتی، ترجمه شقشقیه)  نتوانسته است بار معنایی ضرب­المثل را به خوبی منتقل کند. به عبارت بهتر آیتی نتوانسته است کلیه‌ی مفاهیم را آن‌طور که در زبان مبدأ آمده است، ترجمه‌نماید که این موضوع  به تغییر معنای پیام منجر  شده است.

    از آنجا که ترجمه تحت‌اللفظی می‌تواند در مواردی از جمله­ی نارسایی‌های شکلی به شمار آید، ولی در بسیاری از موارد این نوع از ترجمه موجب ایجاد اشکال مفهومی در ترجمه می‌گردد، ترجمه آیتی نمی تواند به عنوان یکی از بهترین ترجمه ها به شما ر آید.  

4-شرح نهج البلاغه علامه محمد تقی جعفری تبریزی

مفصل­ترین شرح نهج البلاغه است که دفتر نشر فرهنگ اسلامی آن را منتشر کرده و به دلیل مرگ نویسنده ناتمام مانده است و تنها 27 جلد به چاپ رسیده است. امّا به جهت اهمّیّت آن در نزد محققین، در مورد آن سخن گفته می­شود.

جعفری نهج­البلاغه دکتر صبحی الصالح را نسخه متن قرار داده، ابتدا متن خطبه را نوشته و ترجمه کرده و بعد به توضیح مطالب پرداخته و از کتب قدما و متأخرین اعم از مسلمان یا غیرمسلمان مطالب را آورده و در موارد مختلف از آیات قرآنی، اشعار عرفانی و سخنان برهانی بهره برده و از دیدگاه فلسفی و کلامی به بررسی موضوعات پرداخته است. در پایان هر جلد فهرست‌های مختلف مطالب آیات، روایات، ‌اشخاص، اماکن و... در قالب فهرست نویسی جدید تدوین شده است.

5-ترجمه نهج البلاغه استاد محمد دشتی(ره)

در ترجمه آقای دشتی خطبه­ها، نامه­ها و حکمت­ها نامگذاری شده و آقای دشتی برای هر خطبه عناوین فرعی ذکر نموده و در جای جای ترجمه به موضوعات تاریخی در پاورقی و علوم و فنون مختلف در متن  اشاره داشته  است  آدرس  تمام آیات موجود در نهج البلاغه آورده شده است. وی به تفاوت نسخه ها توجه داشته و این تفاوت ها را در متن عربی و در داخل پرانتز ذکر کرده است. آوردن جدول اختلاف نسخه های مختلف نهج البلاغه در آخر کتاب نیز از ابتکارات مرحوم دشتی است که این اثر را ارزشمندتر نموده است. زیرا  برای دیدن کار تحقیقی نیاز به دیدن نسخه های متنوع نیست.

    در پایان فهرست موضوعی نهج البلاغه بر اساس حروف الفبا در 190 صفحه و فهرست مطالب در 18 صفحه آورده شده که کار را برای محققین آسان می نماید.  با همه ایراداتی بر ترجمه وارد است مثلا بعضی از مطالب ترجمه دقیق نیست و موضوع­بندی­های آن در خیلی از موارد با محتوای سخن امام (ع) سازگاری ندارد،عمومی بودن ترجمه، نامگذاری خطبه­ها، حکمت­ها و نامه­ها در 1500 عنوان، ثبت شأن صدور خطبه­ها و نامه­ها و حکمت­ها از مهم­ترین دلایل استقبال عمومی از ترجمه دشتی است.

6-ترجمه احمد سپهر خراسانی

در این ترجمه، مترجم تلاش نموده است مفهوم مورد نظر را با به کار بردن کنایات، اضافه­های تشبیهی و استعاره و آرایه­های دیگر ادبی بیان کند.بنابراین وی از اصل ترجمه فاصله گرفته و تلاش نموده تا متنی فصیح و زیبا به زبان فارسی ارائه دهد.گاهی اوقات نیز دیده می شود که وی به مرجع ضمایر نیز اشاره­ای نداشته است . به عنوان مثال : «اَما وَاللّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ اَبى قُحافَةَ وَ اِنَّهُ لَیَعْلَمُ اَنَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحى، یَنْحَدِرُ عَنِّى السَّیْلُ، وَلایَرْقى اِلَىَّ الطَّیْرُ. فَسَدَلْتُ دُونَها ثَوْباً، وَطَوَیْتُ عَنْها کَشْحاً، وَ طَفِقْتُ اَرْتَأى بَیْنَ اَنْ اَصُولَ بِیَد جَذّاءَ، اَوْ اَصْبِرَ عَلى طِخْیَة عَمْیاءَ، یَهْرَمُ فیهَا الْکَبیرُ، وَ یَشیبُ فیهَا الصَّغیرُ، وَ یَکْدَحُ فیها مُؤْمِنٌ حَتّى یَلْقى رَبَّهُ! فَرَاَیْتُ اَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا اَحْجى...» (سوگند به خدا که جامه خلافت را فلان درپوشیده در صورتی که می‏دانست که آسیای خلافت را من محورم. سیل دانش و فضیلت از من می‏ریزد و طایر اندیشه به قله منزلت من راه نمی‏یابد. با این وصف، از خلعت خلافت چشم پوشیدم و از آن پهلو تهی ساختم. در اندیشه شدم که با دست تهی حمله کنم یا به وضع تاریک روز بسازم، وضعی که پیران را فرسوده و ناتوان می‏کرد، و خردسالان را پیر. مومن در آن رنج می‏برد تا به مرگ می‏رسید. آنگاه دریافتم که تحمل بر این ماجرا اولی است و صبر را پیشه ساختم، ...) (خراسانی،بی تا ،ترجمه نهج البلاغه :خطبه سوم)

    همچنین وی انتهای خطبه را که سید رضی در مورد عبارت " أنشق لها " بحثی صرف و نحوی کرده است، ترجمه نکرده است(همان) .

    از طرف دیگر، درک ترجمه وی برای مردم عادی کمی سخت است .

بنابراین می­توان گفت که وی در پیام رسانی موفّق نبوده است و ترجمه او دارای نارساییهای شکلی و مفهومی است.

7- ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی

رعایت ویژگی های ادبی بی نظیر، به کار بردن صنایع لفظی و آرایش­های ادبی از قبیل استعاره و تشبیه و جناس و مراعات نظیر و به ویژه سجع این ترجمه را به یک کار بزرگ کلاسیک و ادبی تبدیل کرده است؛ به عبارت دیگر، در برگردان فارسی تا آن جا که ممکن بوده، بدون آنکه ترجمه دچار نارساییهای شکلی و مفهومی گردد، سعی در حفظ زیبایی کلام امیرالمؤمنین (ع) داشته  است. چنان که شهیدی، برای "وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً! اَرى تُراثى نَهْباً " واژه ی " شجا " را که به معنای " آنچه در گلو گیر می کند مانند استخوان و مانند آن " است ،  استعاره از " آوا " گرفته  و واژه ی " قذی" زا که به معنای " آنچه در چشم فرو می رودد ماندد خار و خاشاک " است، به اضافه تشبیهی " خار غم " تر جمه نموده است (شهیدی ،1378:ترجمه نهج البلاغه: خطبه­ی سوم). بنابراین ایشان در برخی  موارد، به ترجمه­ی لفظ به لفظ اکتفا نکرده و و هرکجا که لفظ را در بیان مفهوم ناتوان می­بیند از مفهوم مدد می­گیردالبته با حفظ آراستگی ترجمه  و  بیان احساس حضرت علی (ع). 

 بسامد بالای کلمات فارسی در این اثر، کار شهیدی را از دیگر مترجمان متمایز کرده است . همچنین تعلیقاتی که شهیدی در  پایان کتاب آورده است ، موجب می شود که خواننده از اطلاعات بیشتری بهره مند گردد. این ترجمه متناسب با جامعه ی امروز است و از بترین ترجمه ها به شمار می رود .

8-ترجمه و شرح نهج البلاغه سید علی نقی اصفهانی معروف به «فیض الاسلام »

این کتاب در 50 سال اخیر در میان فارسی زبانان، به ویژه مردم ایران معروف شده است.بدون تردید می توان ادعا کرد که در نیم قرن اخیر اکثر ترجمه­ها و شرح­ها از این ترجمه سود جسته­اند. این ترجمه با خط زیبای طاهر خوشنویس تبریزی بارها به زیور طبع آراسته گشته است. طالبان سخنان علوی از این ترجمه استقبال شایان توجهی کرده­اند.

    مترجم با آگاهی از زبان مبدأ و مقصد و آشنایی با موضوع در ترجمه، سبک زبان مبدأ را در زبان مقصد رعایت کرده است. وی کوشیده است تا نهج­البلاغه را به زبان فارسی سلیس و روان ترجمه نموده وکلمات و جملاتی که محتاج به شرح باشد،میان پرانتز به اجمال و اختصار بیان نموده و هدف خود را تفاوت ترجمه و شرح با هم اعلام داشته است؛ چنانکه ایشان گاهی نکات تاریخی اشاره داشته­اند و آن را در میان پرانتز آورده­اند. فیض­الاسلام خود اشاره کرده که شرح­ها را از شرح­های معتبر عربی فارسی برگرفته است. شهیدی جعفر معتقد است که توضیحات فیض الاسلام بر پایه متن ابی الحدید است (شهیدی ، 1378) 

    فیض­الاسلام کوشیده است تا جمله­ها کوتاه و به شیوه­ی نثر کتاب نزدیک باشد، امّا به ندرت مواردی وجود دارد که وی ترجمه­ی دقیقی از یک عبارت ارائه نداده است، چنانکه در ترجمه ضرب­المثل « تِلْکَ شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّت» آورده است: (شقشقه شتری بود که صدا کرد و باز در جای خود قرار گرفت،)(فیض الاسلام،1377: ترجمه و شرح نهج البلاغه ، خطبه سوم ) »

9-ترجمه فتح الله کاشانی

شروح مزجی که متن کلام امام به همرا ه ترجمه و توضیح به صورت امتزاج و مخلوط در آمده و کلام امام (ع) را با قلمی دیگر یا با رنگی متفاوت نوشته و توضیحات را ابتدا به صورت ترجمه و سپس به نحو تفسیر آورده است و در بیشتر موارد، توضیحات اضافه بر ترجمه میان دو قوس قرر دارد .

این توضیحات بیشتر جنبه­ی ادبی دارد،  ولی گاهی اوقات جنبه تاریخی یا روایی به خود می گیرد

وی ضمن آوردن توضیحات در  ابتدای برخی از  خطبه­ها مانند خطبه شقشقیه، نظرات اهل تسنن را نیز بیان کرده و بطلان این نظریات را ثابت می­کند: «از جمله خطبه که مر آن حضرت راست علیه‏السلام خطبه‏ای است که مشهور است به شقشقیه و متقمصه و در این خطبه مذکور شکایت آن حضرت و تظلم او در امر خلافت و امامت. بدان که اهل سنت منکر این خطبه‏اند و آنچه متضمن شکایت است در امر خلافت از خطب دیگر و معتقد ایشان چنین است که: شکایت امر خلافت از آن حضرت اصلا صادر نشده و بعضی از ایشان نسبت داده‏اند این خطبه را به سید رضی الدین رضی الله عنه و حق آن است که این از مقوله افراط است و کمال تعصب و عناد زیرا که مناقشه‏ای که میان صحابه بود در امر خلافت معلوم الضروره است و از جمله بدیهیات و کم کسی است که اخبار ایشان را نشنیده و تشاجر و تنازع که در موضع ثقیفه واقع شده استماع ننموده و تخلف امیرالمومنین علیه‏السلام و اعیان بنی‏هاشم از بیعت امری ظاهر است و دفع آن نمی‏تواند کرد الا جاهل یا معاند و هرگاه که ثابت شد که آن حضرت در این امر مناقشه نموده پس شکایت او در امر خلافت متحقق الوقوع باشد اگر چه این شکایت به سمع احدی نرسیده باشد چه جای آنکه این شکایت به سرحد تواتر رسیده و در میان انام مشهور و معروف گشته. و منقول است از علماء موثوق القول که این خطبه قبل از مولد سید رضی الدین بوده است پس چگونه از او صادر شده باشد و ابن میثم آورده که من یافتم این خطبه را به خط وزیر ابن فرات که زیاده از شصت سال قبل از مولد سید رضی الدین نوشته بودند. و وجه تسمیه این خطبه به شقسقیه آن است که در آخر این خطبه بر زبان آن حضرت جاری شده که: هذه شقشقه هدرت ثم قرت، از این جهت به این اسم اشتهار یافته. و وجه تسمیه او به متقمصه آن است که در اول این خطبه این مقوله از او صادر گشته که: (اما و الله لقد تقمصها فلان) یعنی آگاه باش به خدا سوگند که پوشید فلان خلافت را چون پوشیدن پیرهن. و مراد به فلان ابی‏بکر بن ابی‏قحافه است که اول خلفاء است. و در بعضی نسخ تصریح به اسم او شده به این طریق که: لقد نقمصها ابن ابی‏قحافه یعنی به خدا که پسر ابی‏قحافه خلافت را به منزله قمیص در بر خود کرده. (و انه لیعلم) و حال آنکه او علم داشت. (ان محلی منها) آنکه محل من از خلافت. (محل القطب من الرحا) همچو محل قطب است از سنگ آسیا. و قطب میخی است که آسیا بر آن می‏گردد یعنی می‏دانست که هم چنانکه قطب نظام احوال آسیا و مدار او است من نیز خلافت و مدار اویم. » ( کاشانی، ترجمه نهج البلاغه ، ترجمه شقشقیه)

10-ترجمه مبشری

مبشری مانند یک مورخ توانمند ،به بیان نکات تاریخی پرداخته و هر جا لازم دانسته ، عناوین فرعی برای خطبه ها ذکر کرده است .

     گاهی اوقات ایرادتی در این ترجمه به چشم می خورد . به عنوان مثال مبشری فعل " یکدح " در عبارت " وَ یَکْدَحُ فیها مُؤْمِنٌ حَتّى یَلْقى رَبَّهُ! " را  صورت ماضی تر جمه کرده است (مبشری،1408: ترجمه نهج البلاغه: خطبه سوم).

    گاهی مبشری از کلمات نامأنوس فارسی استفاده کرده است ، چنانکه در عبارت " فَرَاَیْتُ اَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا اَحْجى "  واژه ی "صبر" را "شکیفتن " ترجمه کرده است (همان) .

11-ترجمه محمد مقیمی

وقتی ترجمه محمد مقیمی در کنار متن عربی نهج­البلاغه گذاشته شود، فاصله­ی زیاد ترجمه با متن نظر خواننده را جلب می­کند . دلیل این موضوع قلم فرسایی بیش از حد مترجم است وچنان که دیده می­شود ترجمه از متن سبقت گرفته و بسیار ادبی و فصیح گفته شده است. به همین دلیل است که حجم ترجمه وی از سایر ترجمه ها بیشتر است.

    مقیمی گاهی چنان در گیر احساسات شده است که لفظ را رها کرده و بسیار از متن فاصلهگرفته است: «مَعَ هَن وَ هَن. اِلى اَنْ قامَ ثالِثُ الْقَوْمِ نافِجاً حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَثیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ، وَ قامَ مَعَهُ بَنُو اَبیهِ یَخْضِمُونَ مالَ اللّهِ خِضْم مالَ اللّهِ خِضْمَ الاْبِلِ نِبْتَةَ الرَّبیع  ، اِلى اَنِ انْتَکَثَ فَتْلُهُ، وَ اَجْهَزَ عَلَیْهِ عَمَلُهُ، وَ کَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ. (آن دو تن دیگری که از بردن نامشان اندامم می‏لرزد و بهتر است نامشان را بر زبان نیاورم، پرچم عصیان علیه هم برافراشتند سرانجام کار قرعه بنام سومی اصابت کرد. باز عروس خلافت در آغوش زشتترین افراد روزگار خویش افتاد... به سومی اصابت کرد. باز عروس خلافت در آغوش زشتترین افراد روزگار خویش افتاد(عثمان) برخاست و بنا حق مقام خلافت را اشغال کرد. بسان اشتران که در سپیده دمیدن بهار با حرصی ناوصف کردنی ولی سرشار در چراگاه از شدت علفخواری پهلویشان برآمده میشود، پهلوهایش باد کرد. در تجاوز به ثروت و مال خدا و ستمکاری و گستاخی‏ها فرزندان پدرش (بنی‏امیه) با او همدست شدند، تا اینکه آنچه را در خطا کاری از راه ظلم و گستاخی رشته بود واتابیده شد، خود ستائی و خویشتن پرستیش که توام با گند کاریش بود باعث گردید موجبات مرگش فراهم آید، نزدیک شد و او را برانداخت.) ( مقیمی،1380: ترجمه نهج البلاغه ، خطبه سوم)

    بنابراین مقیمی از جمله مترجمانی است که تلاش کرده پیام رسان حضرت علی (ع) باشد و حبّ  خود را نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهما السّلام)  در ترجمه اش نشان داده و استنباط خود را از متن نهج البلاغه  در غالب ترجمه ای بسیار ادبی و احساسی ارائه داده است .

    مقیمی با وجود داشتن صلاحیت‏های لازم، ترجمه‏ای ازنهج البلاغه ارائه داده است که با متن اصلی تفاوت‏های چشمگیری دارد.

نتیجه گیری

به دلیل این که ترجمه­ی کاملاً تحت‌اللفظی و یا ترجمه­ی بسیار آزاد را می‌توان دو گونه انحراف واضح از وفاداری به متن اصلی انگاشت ؛ بنابراین ترجمه های آیتی و مقیمی را نمی­توان بهترین ترجمه ها معرفی کرد.

     سپهر خراسانی ، فارسی و مبشری نیز دارای نارساییهایی در ترجمه هستند که به برخی از آنها اشاره شد .

    ترجمه و شرح ملا فتح الله کاشانی به دلیل مخلوط کردن متن عربی و فارسی، خواننده را تا حدی سر در گم می کند.

هر چند که ترجمه شیخ حسین انصاریان برای عموم مردم قابل فهم­تر از ترجمه ی  بسیار خوب شهیدی است، امّا بهترین ترجمه ها از لحاظ علمی، ترجمه نهج البلاغه اثر  سید جعفر شهیدی است زیرا امانت در ترجمه، رسایی ترجمه (توانایی در انتقال مفاهیم ارائه شده در متن اصلی) و شیوایی ترجمه، که بیانگر بیانگر میزان وفاداری مترجم به نویسنده ی متن اصلی است، در ترجمه­ی وی به چشم می خورد. ترجمه‌ی شیوای وی از نهج البلاغه، بیانگر میزان تسلط وی به زبان عربی و زبان فارسی و همچنین چیره‌دستی وی در برگرداندن سلیس متن را نشان دهد. به جرأت می­توان گفت که دیگر ترجمه ها این خصیصه را ندارند.

بهترین شرح­ها که می تواند مورد توجّه پژوهشگران واقع شود؛ در مقام اول ترجمه وشرح  محمد تقی جعفری و سپس  ترجمه  محمد دشتی و ترجمه وشرح محمد جعفر امامی و محمد رضا آشتیانی  است .

منابع و مآخذ

کتاب ها

  1. آل‌یاسین، شیخ محمد حسن، (1360) نهج‌البلاغه از کیست؟، ترجمه محمود عابدی، تهران، بنیاد نهج‌البلاغه.
  2. 2.  ابن ابی‌الحدید، (1385 ق) شرح نهج‌البلاغه، چاپ دوم، بیروت، دارالاحیاء الکتب العربیه.
  3. امامی، آشتیانی، (بی‌تا) ترجمه و شرح فشرده‌ای بر نهج‌البلاغه، قم، هدف.
  4. انصاریان ،حسین (1388) ؛  ترجمه نهج البلاغه، قم: دارالعرفان .
  5. آیتی، عبد الحمید (1377 )؛ ترجمه نهج البلاغه، تهران: نشر پژوهش و فرزان روز.
  6. جعفری محمدتقی، (1366) ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
  7. جمعی از نویسندگان زیر نظر علی‌اکبر رشاد، (1380) دانشنامه امام علی×، تهران، چ اول.
  8. جمعی از نویسندگان، (1360) یادنامه کنگره هزاره نهج‌البلاغه، تهران، بنیاد نهج‌البلاغه، چ اول.
  9. جوینی ، عزیز الله (1368) ؛ نهج البلاغه ترجمه فارسی متعلق به قرن پنجم و ششم ،تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی، علمی و فرهنگی.
  10. حسینی، محمود (آیت‌الله طالقانی)، (1356) ترجمه و شرح نهج‌البلاغه، تهران، چاپ آرمان.
  11. دشتی، محمد، (1379) ترجمه نهج‌البلاغه، قم، نیسم حیات، چ دوم.
  12. سپهر خراسانى، احمد (1400ه .ق)؛ ترجمه نهج البلاغه، تهران: کتابخانه اشرفى
  13. شهیدى بروجردى، سید جعفر(1378)؛ ترجمه نهج البلاغه، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.

14.صفارزاده، طاهره، اصول و مبانی ترجمه، تجریه و تحلیلی از فن ترجمه ضمن نقد عملی آثار مترجمان، تهران، پارس کتاب، 1384.

15.فیض الاسلام، سید علینقی(1377)؛ ترجمه و شرح نهج البلاغه، به خط طاهر خوشنویس،انتشارات فقیه.

16.کاشانی ،فتح ب‍ن‌ ش‍ک‍رال‍لّ‍ه‌ (275 ه. ق)؛ ترجمه و شرح تفسیر نهج البلاغه حضرت امیر المؤمنین (ع) [چاپ سنگی]؛وضعیت نشر: کارخانه کربلایی محمد حسین طهرانی.

17.مبشرى، اسدالله(1408 ه .ق)؛ ترجمه نهج البلاغه مولا على بن ابیطالب امیرالمؤمنین(ع)، تهران : دفتر نشر فرهنگ.

18- مصطفوی خوانساری ، جواد( 1301) ، بررسی نهج البلاغه و اسناد آن ، تهران : بی نام.

19.مقیمى،محمد(1380)؛ ترجمه و نگارش نهج البلاغه. تهران: کتابخانه سعدی.

20.نجفی، ابوالحسن، مسئله امانت در ترجمه، دربارة ترجمه، گردآوری نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.

مقاله ها

توکلی، محمد جواد(1388) ؛ اصول و مبانی مقایسه تطبیقی بین ترجمه‌ای به همراه مقایسة تطبیقی دو ترجمه از کتاب توسعه به مثابة آزادی اثر آمارتیاسن،فلسفه، کلام و عرفان » پژوهش »  - شماره 1