ملاک های تشخیص حق و باطل در نهج البلاغه

زهرا همایونی (منطقه 8 تهران)

کارشناسی ارشد دانشگاه الزّهرا(ع)

چکیده

انسان همواره به دنبال شناخت حق و باطل است. این خصوصیت فطری انسان است.

    از آن جا که کلام خدا و پیامبران الهی و ائمه معصوم منطبق بر فطرت الهی است، این مقاله برآن است که ملاک های تشخیص حق از باطل را در نهج البلاغه؛ که مجموعه ای از سخنان پر نور و عالمانه ی حضرت علی (ع) است ؛  مورد بررسی قرار دهد.

    لازم به ذکر است که نهج البلاغه مجموعه سخنان حضرت علی (ع) را در موضوعات مختلف علمی، دینی، اخلاقی،حقوقی ؛ اقتصادی،سیاسی و اجتماعی را در برمی­گیرد و بسیار فصیح و ادبی گفته شده است. در واقع، این کتاب، دانشنامه ی جامعی از تمام علوم و دانشها است که هرگز رنگ کهنگی به خود نمی گیرد.

    توجه به این مطلب ضروری است که  این پژوهش به روش تحلیلی – توصیفی و بر پایه ی داده های کتابخانه ای صورت پذیرفته است .

     نتیجه آن که حضرت علی (ع) چندین ملاک را برای تشخیص حق از باطل بیان نموده اند. که با در نظر گرفتن آنها در زندگی فردی ، اجتماعی و انتخابات سیاسی می توان موفق عمل کرد و به  خیر دنیا و آخرت نائل آمد.

کلید واژه : حضرت علی (ع) ، نهج البلاغه  ، حق ، باطل ، ملاک.

 

مقدمه

خداوند در قرآن می فرماید: «از میان آنان کسی هست که ضلالت و گم راهی بر او به حق واقع شد.»  (نحل: 36) .

    برای حق معانی گوناگونی ذکر کرده اند از آن جمله :  راغب اصفهانی در مفردات گوید: اصل حق به معنای مطابقت و موافقت است. (راغب اصفهانی، المفردات فی الفاظ القرآن ، ص 129، واژه حق)

    صاحب تاج العروس می گوید: «حق » یعنی ضد «باطل » ، صدق، وجود ثابت و . . . . (تاج العروس، ج 1، ص 432)

    تفسیر مجمع البیان در شرح و تفسیر لغوی آیه 7 سوره انفال و جاهایی که واژه «حق » به کار رفته است، چنین می نویسد: «حق آن است که شی ء در موقع خود واقع شود. » (فضل بن احمد طبرسی، ج 3، ص 78)

    گویی به نظر وی، «حق » هم معنای «عدل » است و این معنا بر تمام مصادیق «حق » تطبیق دارد.

 ب - معنای لغوی «باطل »

معمولا از معنای حق، ضد آن یعنی باطل نیز فهمیده می شود. صاحب مفردات گوید: «باطل چیزی است که در مقام فحص ثبات ندارد و در فعل و قول هر دو به کار می رود. (المفردات، ص 68)

    در اقرب الموارد آمده است: باطل مقابل حق است و آن را فاسد و بی اثر و ضایع می سازد. (اقرب الموارد، ج 1، ص 88)

     صاحب قاموس قرآن می گوید: باطل آن است که در قضاوت عمومی مضمحل می شود و بشر در عین ابتلا به باطل به ضرر و ناحق بودن آن حکم می کند. (قاموس قرآن، ج 1، ص 230)

ج - معنای «حق و باطل » در کلام حضرت علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «برابر هر حقی باطلی دارند. » (نهج البلاغه،ترجمه شهیدی، خطبه194 ، ص228 ) و در عبارت دیگری از «حق و باطل » چنین یاد می کنند: « حق فراختر چیزهاست که وصف آن گویند و مجال آن تنگ؛ اگر خواهند از یکدیگر انصاف جویند . کسی را حقی نیست جز که بر او نیز حقی است ؛ و بر او حقی نیست جز آنکه او را حقی بر دیگری است؛ اگر کسی را حقی بود که بر او حقی نبود ؛ خدای سبحان است نه دیگری از آفریدگان.....لیکن خدا حقّ خود را بر بندگان اطاعت خویش قرار داده...» (نهج البلاغه،ترجمه شهیدی / خطبه 216؛ ص216)

حضرت علی علیه السلام در این عبارات بیان می دارد که در تعریف لفظی از «حق » ، هر کس به اندازه وسع خود با زیباترین واژه ها به توصیف آن می پردازد، ولی این ها جز تعریف لفظی چیز دیگری نیست و اصل «حق » وقتی معنا می شود که از سر انصاف و عمل به آن نگاه شود.

ملا ک های تشخیص حق از باطل

چگونه و با چه معیارهایی«حق » و «باطل »  می توانیم را بشناسیم؟ این پرسش ها پیوسته در طول تاریخ برای همه انسان ها مطرح بوده است. زیرا  آدمی باید راه حق را برگزیند تا متضمن سعادت و رستگاری باشد و با اهل حق در دنیا و آخرت همنشین گردد. پس ابتدا باید حق و باطل و معیارهای این دو را شناخت تا اهل حق و باطل را از هم تشخیص داد. در بسیاری از خطبه ها و نامه ها و حکمت های حضرت علی علیه السلام به طور مستقیم یا غیرمستقیم، به مصادیق و معیارهای حق یا باطل اشاره شده است:

1- قرآن

یکی از بهترین معیارهای شناخت حق از باطل «قرآن » است. اگر بخواهیم درباره قرآن از منظر نهج البلاغه سخن بگوییم، بحث کاملی می طلبد. در بسیاری از خطبه ها و نامه ها و حکمت های نهج البلاغه، به قرآن و موضوعات، آیات و دانش های گوناگون آن اشاره شده است; چنان که می توان گفت: نهج البلاغه ترجمان قرآن به حساب می آید، تا آن جا که به موضوع «حق » ارتباط دارد، به برخی سخنان حضرت علی علیه السلام درباره قرآن اشاره می شود:

  1. بیانگر راه مستقیم: «« راست و چپ گمراهی است و راه میانگین ، راه راست – الهی است ؛ کتاب خدا و آیین رسول آن را گواه است، و سنت را گذرگاه است و بازگشت بدان جایگاه است .» ( نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 16: ص18)
  2. قرآن کتاب باقى مانده و نشانه هاى نبوت بر آن قرار گرفته و مسیر حرکت سنت است و سرانجام نیکو بدان بازگردد. هر کس که ادعا کند، هلاک شود و هر که دروغ بندد به مقصود نرسد و هرکه با حق ستیزد، خود تباه شود. نادان را در نادانى همین بس ، که مقدار خویش ‍ نمى شناسد. ستونى که بر بنیان تقوا و استوار گردد هرگز فرو نریزد و کشته اى که به آب تقوا سیراب گردد، تشنه نماند. در خانه هاى خود آرام گیرید و با یکدیگر طریق آشتى سپارید. از گناهان خود توبه کنید. هیچ ستاینده اى جز پروردگارش را نستاید و هیچ ملامت کننده اى نباید جز خود را ملامت نماید)(نهج البلاغه؛ ترجمه شهیدی، خطبه 16؛ ص 18) .

2.حضرت علی (ع) خود ملاک است

هیچ شکی وجود ندارد که برای شناخت حق از باطل و اهل حق از اهل باطل، امیر المؤمنین، حضرت علی علیه السلام ملاک و معیار شایسته و بارزی است که هر که در فکر و عمل، صادقانه و عاشقانه، با حضرت علی علیه السلام و سخنان او هماهنگ و هم گام و تابع و پیرو باشد، به حق نزدیک است و هرچه احساس دوری و غربت از حضرت علی علیه السلام کند و عمل و فکر حضرت علی علیه السلام برایش نامانوس آید، از حق نیز دور شده، به باطل روی آورده است. به عبارت دیگر، نگرش هر کس نسبت به حضرت علی علیه السلام، حق و باطل بودن خود را نشان می دهد.

     علی شایسته ترین مردم و بر حق ترین آنان است. خود آن حضرت بارها به مناسبت های گوناگون، مردم را به این مهم متوجه می کرد (نهج البلاغه،ترجمه شهیدی، خطبه 74؛ ص 56) . همچنین می فرمود: «به خدایی که جز او خدایی نیست من به راه حق می روم و آنان بر لغزشگاه باطلند . » (نهج البلاغه،ترجمه شهیدی، خطبه 197، ص 231)

3- پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله; بیانگر و معیار حق

از دیدگاه حضرت علی علیه السلام، وجود پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سیره آن حضرت دقیقا حق بوده و آشکارکننده حق از جانب خدایی است که او را به حق مبعوث گردانیده : « به خدایی که او را به راستی [حق] مبعوث گردانید...» ( نهج البلاغه ؛ ترجمه شهیدی، خطبه 16؛ ص18) و مسلم است که پیروی ازآن بزرگوار، معیار شایسته ای برای تمایز حق از باطل می باشد; یعنی هر کس مطابق دستورات آن حضرت راه سپرد حق است، وگرنه باطل: «وحی تو را به گوش جان شنوا و عهد تو را نگهبان و در راه اجرای فرمان تو روان. چنانکه جراغ جویندگان حق را فروغ بخشید ... » ( نهج البلاغه،ترجمه شهیدی؛ خطبه 73، ص55)  خداوند حضرت محمدصلی الله علیه وآله فرستاد و به وسیله وی نشان راه [ راه راست و حق] را برپا کرد تا گمراه دیده بر آن دوزد ( همان؛ خطبه 106؛ ص 99)

4- شناخت حقّ از طریق حواس

انسان می تواند از طریق حواس ظاهری خود در رفتار ؛ گفتار و اعمال دیگران دقت نموده و حق را از باطل تشخیص دهد ؛ چنانکه حضرت علی (ع) می فرماید : « انسان دارای معرفتی است که میان حقّ و باطل، چشیدنیها؛ بوییدنیها، رنگها و جنسها را تمییز می دهد.» (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام؛ خطبه 1، ص29)

5-بصیرت و صدق نیت

حضرت علی (ع) می فرماید :« بینشهای پاک و پاکتر کنید و در پیکار با دشمنان انگیزه هایتان را راست تر و راست تر کنید ، به کسی که جز او خدایی نیست سوگند؛ که من به یقین بر جاده حقّ گام می زنم و آنان بر پرتگاه با طلند.» (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام؛ خطبه 188؛ ص633)

6- راه مستقیم

راه خدا، همان راهی که خداوند برای سعادت انسان تعیین می کند، راه حق و جز آن باطل است. به عبارت دیگر، اگر بپذیریم که خالق مهربان انسان را بیهوده نیافریده و برنامه و هدف زندگی شایسته ای برای او مشخص نموده، پس منشا راستین حق و تعیین کننده معیار شایسته برای شناخت حق همان آفریننده بزرگ هستی است. حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: « راست و چپ گمراهی است و راه میانگین ، راه راست – الهی است ؛ کتاب خدا و آیین رسول آن را گواه است .» ( نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 16: ص18)   

8- برخورداری حق از یاری خداوند

خداوند ضامن شده که از طرفداران دینش یاری می کند (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه 53،  ص991)

    اهل باطل مورد غضب الهی قرار می گیرند به همین دلیل حضرت علی (ع) معاویه را از بلای شتابنده یخداوند بیم می دهد که به اصل او می رسدو دنباله ی او را قطع می کند (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه 55، ص 1038)

9- خصوصیت اهل باطل : کور دلی

 امام علی (ع) در نامه ای به قثم بن عبا س می نویسد : " به من خبر رسیده است که عده ای از مردم شام با دلهای نابینا ، گوشهای کر و دیده های کور به سوی حج گسیل شده اند و اینها کسانی هستند که شیر دنیا را به بهانه ی دین می دوشند." (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه 33؛ ص942)

 10- حق درگذار تلاش و کوشش

حقّ به واسطه ی تلاش بسیار حاصل می شود و نیازمند مقاومت بسیار است. حضرت علی (ع) فرموده است : « حق به دست نمی آید مگر با تلاش بسیار . » (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام؛ خطبه 29؛ ص 102)

     باید از حق پشتیبانی کرد تا ضعیف نشود؛ در صورت ضعیف شدن، دوباره قدرت گرفتنش سخت و مشکل است؛ چنانکه فرموده است :« اگر پشت کند و ضعیف شود مشکل است دوباره رو کند و قوی گردد.» (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه 16؛ ص66)

11- سخن عالمان ؛ نشان دهنده راه حق

     حضرت در خطبه ی 108 مردم را به پیروی از عالمان دین که راه حق و باطل را تشخیص می دهند فرا خوانده و فرموده است : « پس حق را به عالم خداشناس خود بشنوید و دلهایتان را آماده کنید؛ اگر شما را خواند بیدار شوید. » ( نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 109؛ ص 102)

حق گرایی و عدالت در رفتار با دیگران

حق گرایی و عدالت در رفتار و برخورد با دیگران موجب می­شود که جامعه به سمت خوبی­ها حرکت کند. چنان که رهبر مسلمانان،حضرت علی (ع)، به مالک اشتر  فرموده­اند:

* «وَ لا یکوننَّ المُحسِنُ وَ المُسِی ءُ عِندَکَ بِمَنزِلةٍ  سَواءً ، فإنَّ فی ذلکَ تَزهیداً لِأهلِ الإحسان فی الإحسانِ، وَ تَدریباً لِأهلِ الإساءةِ عَلَی الإساءةِ . »

(و مبادا نیکوکار و بدکردار در دیده­ات برابر آید، که‌ آن رغبت نکوکار را در نیکی‌ کم می­کند، و بدکردار را ‌ به‌ بدی‌ وادار نماید.) (نهج البلاغه ، 1378: ص 328، ن‌ 53)

*سعدی‌ در بخشی‌ از یک‌ حکایت‌ گلستان‌، مضمون‌ این‌ فرموده‌ امیر المؤمنین (ع) را چنین‌ آورده‌ است‌:

«رحم‌ آوردن‌ بر بدان‌، ستم‌ است‌ بر نیکان‌ و عفو کردن‌ از ظالمان‌، جور است‌ بر درویشان‌.

خبیث‌ را چو تعهد کنی‌ و بنوازی‌

به‌ دولت‌ تو گنه‌ می‌کند به‌ انبازی»  (سعدی ، 1378: 521‌)

نتیجه

امام علی (ع) به منظور شناساندن حق و راه تشخیص حق از باطل ملاکهایی چون : قرآن؛ دوستی و شناخت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله؛ محبّت و طرفداری از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله; شناخت حقّ از طریق حواس؛  بصیرت و صدق نیت؛ راه مستقیم ، اسلام حق است و غیر آن باطل؛ برخورداری حق از یاری خداوند, معرفی اصلی ترین  خصوصیت اهل باطل که کور دلی است؛ و این که حق با تلاش و کوشش به دست می آید و برای برپانگه داشتن و زنده داشتن آن نیز باید از آن پشتیبانی کرد .

    باید توجه داشت در دست مردم حقی است و باطلی، اگر وقتی انسان دچار اشتباه مطلق گرایی شود دچار انحراف خواهد شد، انسان باید بداند که آنچه در دست مردم است همیشه خوب یا بد،حق یا باطل آمیخته است، درست همان چیزی که گاه ما در جریانات سیاسی اجتماعی می‌بینیم، در جریانات گروه‌ها، اقلیت‌ها، حزب‌ها و جریانات سیاسی معمولاً هوادارها و افراد عضو و پیرو، و گرفتار یک نوع مطلق گرایی هستند، وقتی که صحبت از حزب خودشان، و گروه خودشان به میان می‌آید،آن را مطلقاً حق می‌دانند، با شناخت ملاک های تشخیص حق از باطل ، انسان می تواند حق را از باطل تمیز دهد  و باطل را رها کند . بنابراین شهروندان عزیز باید ملاک های فوق را در انتخابات در نظر بگیرند.

    بسیاری از مشکلات اجتماعی و خانوادگی ما ناشی از عدم حق گرایی و نبود عدالت در رفتار با دیگران است. اگر همه ی ما به عدالت و حق گرایی در رفتار با انسانها و از جمله شهروندان عزیز تهرانی توجه کنیم ؛ جامعه به سمت خوبی ها پیش می رود.

منابع

1.سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه و شرح سید علینقی فیض الاسلام؛ انتشارات فقیه ؛ 1376: چاپ دوم .

 2. راغب اصفهانی، المفردات فی الفاظ القرآن، بیروت، دارالتراث العربی، ص 129، واژه «حق »

3. تاج العروس، ج 1، ص 432

4.فضل بن احمد طبرسی، مجمع البیان، ج 3، ص 78

5. المفردات، پیشین، ص 68

6.اقرب الموارد، ج 1، ص 88

7. قاموس قرآن، ج 1، ص 230